۸ نشانه یک سایت غیرحرفهای که مشتری را فراری میدهد؟
اهمیت سایت
سایت شما اغلب اولین جایی است که یک مشتری بالقوه، قبل از هر تماس یا خرید، با کسبوکار شما آشنا میشود. این آشنایی معمولاً چند ثانیه بیشتر طول نمیکشد؛ در همین چند ثانیه است که ذهن کاربر تصمیم میگیرد به شما اعتماد کند یا با مشاهده نشانه های سایت غیرحرفه ای صفحه را ببندد و سراغ رقیب بعدی برود. جالب اینجاست که این تصمیم اغلب ربطی به کیفیت واقعی محصول یا خدمات شما ندارد، بلکه صرفاً از ظاهر و رفتار سایت گرفته میشود. در ادامه به مهمترین نشانههایی میپردازیم که باعث میشوند یک سایت غیرحرفهای به نظر برسد.
طراحی قدیمی و ناهماهنگ
یکی از نشانه های سایت غیرحرفه ای فونتهای نامتناسب، رنگهای زننده یا ناهماهنگ، آیکونهای کمکیفیت و چیدمانی که انگار سالها پیش طراحی شده، همه سیگنالهایی هستند که به کاربر میگویند «این کسبوکار بهروز نیست». حتی اگر خدمات شما امروزی و حرفهای باشد، ظاهر قدیمی سایت این پیام را مخابره میکند که شاید کسبوکار هم مثل سایتش راکد مانده است.
نداشتن نسخه مناسب موبایل
امروز بخش زیادی از بازدیدکنندگان از طریق گوشی موبایل وارد سایت میشوند. اگر متنها در موبایل بههمریخته باشند، دکمهها بهسختی لمس شوند یا کاربر مجبور باشد صفحه را دائم بزرگ و کوچک کند، این تجربه ناخوشایند بهسرعت او را از ادامه بازدید منصرف میکند. سایتی که فقط برای نمایشگر کامپیوتر طراحی شده، امروز بهخودیخود یکی از نشانه های مهم سایت غیرحرفه ای است.
اطلاعات تماس مبهم یا ناقص
نبود شماره تماس، آدرس، یا حتی یک راه ساده برای ارتباط، در ذهن کاربر این سؤال را ایجاد میکند: «اگر مشکلی پیش بیاید، اصلاً کسی هست جواب بدهد؟» کسبوکارهایی که چیزی برای پنهان کردن ندارند، معمولاً راههای ارتباطی خود را واضح و در دسترس قرار میدهند. مبهم بودن این بخش ناخواسته حس بیاعتمادی ایجاد میکند.
محتوای کپیشده یا پر از غلط املایی
متنی که مشخص است از سایت دیگری برداشته شده، یا پر از غلط تایپی و جملهبندی نامفهوم است، بهشدت به اعتبار کسبوکار آسیب میزند. کاربر با خودش فکر میکند اگر صاحب سایت حتی حوصله نوشتن یک متن درست را نداشته، چگونه میتوان به دقت او در ارائه خدمات اعتماد کرد؟
سرعت پایین و لود طولانی صفحات
هرچند سرعت سایت بیشتر یک موضوع فنی به نظر میرسد، اما تأثیر روانی مستقیمی روی مشتری دارد. صفحهای که چند ثانیه طول میکشد تا باز شود ، حس کندی و بینظمی را به کل کسبوکار منتقل میکند. کاربران امروز صبر زیادی برای انتظار ندارند و بهسرعت به گزینه بعدی در نتایج جستوجو روی میآورند.
نبود نشانههای اعتماد
نظرات مشتریان قبلی، نمونهکارها، گواهینامهها یا حتی یک صفحه «درباره ما» ساده که پشت کسبوکار یک آدم واقعی را نشان دهد، همگی به کاربر کمک میکنند تصمیم بگیرد که آیا شما قابل اعتماد هستید یا نه. سایتی که هیچکدام از اینها را ندارد و فقط ادعا میکند و پر از نشانه های یک سایت غیرحرفه ای است، برای بازدیدکننده ناشناس باقی میماند و ناشناسها معمولاً خریدار نمیشوند.
شلوغی بیش از حد و تبلیغات مزاحم
پاپآپهای پیدرپی، بنرهای چشمکزن، و صفحاتی که با کلی عنصر بصری همزمان بمباران میشوند، بهجای جلب توجه، کاربر را فراری میدهند. یک سایت حرفهای میداند چه چیزی را نشان بدهد و چه چیزی را حذف کند تا سایت غیرحرفه ای نباشد؛ سادگی و نظم، خودش نوعی حرفهای بودن است.
راه پیچیده تا رسیدن به خرید یا تماس
اگر کاربر برای پیدا کردن دکمه خرید، فرم تماس یا حتی قیمتها مجبور باشد چند مرحله کلیک کند و در منوهای پیچیده گم شود، بخش زیادی از مشتریان بالقوه را در همین مسیر از دست میدهید. مسیر رسیدن به هدف نهایی (خرید، تماس، ثبتنام) باید تا حد امکان کوتاه و واضح باشد.
نبود نماد اعتماد الکترونیکی
یکی از نشانههایی که خیلی از کاربران، بهخصوص در فروشگاههای اینترنتی، ناخودآگاه دنبالش میگردند، وجود نماد اعتماد الکترونیکی در پایین صفحه است. سایتی که قصد فروش محصول یا خدمات دارد اما این نماد را ندارد، در ذهن کاربر این سؤال را ایجاد میکند که آیا این کسبوکار اصلاً شناساییشده و قابل پیگیری هست یا نه. نبود این نماد، حتی اگر خود کسبوکار کاملاً واقعی و معتبر باشد، در نگاه اول حس ناشناس بودن و ریسک را به مشتری منتقل میکند و از نشانه های مهم سایت غیرحرفه ای است و میتواند او را در همان قدم اول از ادامه خرید منصرف کند.
سخن پایانی از نشانه های یک سایت غیرحرفه ای
هیچکدام از این نشانهها بهتنهایی لزوماً باعث نابودی یک کسبوکار نمیشود، اما تجمیع چند مورد از آنها در کنار هم، بهسرعت اعتماد مشتری را از بین میبرد؛ آن هم پیش از اینکه اصلاً فرصت معرفی محصول یا خدمات خود را پیدا کرده باشید. بهترین کار این است که هر از چندگاهی از دید یک بازدیدکننده تازه به سایت خودتان نگاه کنید و از خودتان بپرسید: اگر برای اولین بار این سایت را میدیدم، به آن اعتماد میکردم؟